بررسي اثرات مقدار مصرف پاكلوبوترازول در عارضه پژمردگي و خشكيدگي خوشه خرما در دو روش 

چكيده

 

عارضه پژمردگي و خشكيدگي خوشه‏هاي خرما در چند ساله اخير خسارت شديدي را به محصول خرما در استانهاي كرمان و بوشهر وارد نموده است. پژمردگي و خشكيدن ناگهاني ميوه‏ها در مرحله تبديل خلال به رطب از مهمترين علائم عارضه مي‏باشد. نوسانات آب و هوايي بويژه افت ناگهاني رطوبت نسبي هوا توام با افزايش دما و وزش بادهاي گرم و خشك در بروز و تشديد عارضه نقش دارند. اثر برخي از تركيبات تنظيم كننده رشد از جمله پاكلوبوترازول در افزايش مقاومت گياهان به استرس‏هاي محيطي گزارش گرديده است. در اين تحقيق اثر پاكلوبوترازول به عنوان ماده كندكننده رشد گياهي در قالب طرح بلوك‏هاي كامل تصادفي با 4 تيمار (شاهد، غلظت‏هاي 200، 400 و 600 ميلي‏گرم در ليتر ماده موثر پاكلوبوترازول) و 3 تكرار بر روي 12 اصله نخل خرما از ارقام كبكاب در بوشهر و مضافتي در جيرفت در طي سالهاي 81-80 مورد مطالعه قرار گرفت. نمونه‏برداري به منظور تعيين ميزان خسارت عارضه و اندازه‏گيري برخي خواص كمي و كيفي ميوه در پلات‏هاي آزمايشي در پايان دوره خسارت عارضه انجام گرديد. داده‏هاي دو ساله آزمايش تجزيه مركب گرديد و ميانگين‏ها با استفاده از آزمون چند دامنه‏اي دانكن مقايسه شدند.

در منطقه بوشهر كاربرد پاكلوبوترازول بر روي شدت عارضه و صفات قطر ميوه و طول و قطر هسته در سطح يك درصد معني‏دار گرديد. با افزايش غلظت ماده موثره پاكلوبوترازول از شدت عارضه كاسته شد هر چند اختلاف آن در بالاترين غلظت با شاهد معني‏دار نبوده است.

در منطقه جيرفت اثر كاربرد پاكلوبوترازول بر روي شدت عارضه و قطر ميوه (در سطح يك درصد)، وزن و طول ميوه (در سطح 5 درصد) معني‏دار گرديد. بيشترين خسارت در تيمار شاهد به ميزان 71 درصد و كمترين خسارت در تيمار 600 ميلي ليتر ماده موثره به ميزان 33/34 درصد مشاهده گرديد.

از مجموع نتايج دو منطقه چنين مي‏توان نتيجه گرفت كه تاثير پاكلوبوترازول بر روي كاهش عارضه پژمردگي و خشكيدگي خوشه خرما در ارقام كبكاب و مضافتي محسوس مي‏باشد اما توصيه و كاربرد عملي آن نياز به انجام تحقيقات بيشتر در مورد غلظت، زمان و نحوه مصرف آن دارد.

 

 

براساس نتایج بدست آمده از طرح تحقیقاتی موسسه تحقیقات خرما و میوه های گرمسیری

شماره طرح : 013-80-23-100

مجري : حسين پژمان (هماهنگ كننده ) دريني ، ايزدي

محل اجرا : شبانكاره، برازجان، جيرفت

 

 

 

تعيين شماره برگ درخت خرما به منظور نمونه برداري و تعيين عناصر غذايي

 

                                                                          چکیده

 

خرما يكي از محصولات مهم واستراتژيك كشاورزي بشمار مي رود وبراساس آمار فائودر سال 2002 سطح زير كشت بارور آن 1100000  هكتار و ميزان كل توليد آن 6135000 تن  گزارش شده است  خرما در هر پنج قاره دنيا كشت مي شود ولي بيش از 99درصد از سطح زير كشت و توليد آن مربوط به دو قاره آسيا و آفريقا مي باشد. بيش از 85  درصد از كل توليد خرما متعلق به 5 كشور مصر، ايران، عراق، عربستان و پاكستان  مي باشد. مقدار عناصر غذايي كه در اختيار گياهان قرار ميگيرد بر غلظت آنها در اندام هاي گياهي اثر مي گذارد افزون بر آن چنين تلقي مي شود كه اگر غلظت عنصر(يا عناصر) ازحد معين پائين تر رود عملكرد محصولات  محدود مي گردد. اين سطوح مشخص  در عناصر غذائي  حد بحراني  يا  غلظت بحراني ناميده  مي شود. غلظت عناصر غذائي در اندام هاي گياه با سن فيزيولوژيكي گياه تغيير كرده وبين قسمت هاي مختلف گياه تفاوتهاي شديدي را نشان مي دهد. اما طي تحقيقات گذشته بهترين قسمت گياه و زمان نمونه برداري از آن جهت تعيين حدود بحراني عناصر غذايي براي اكثر محصولات زراعي وباغي گزارش شده است. نخل خرما از معدود درختان مثمر و استراتژيك است كه تاكنون بهترين زمان و اندام نمونه برداري وتعيين حدود بحراني عناصر غذايي مشخص نشده است . در اين راستا آزمايشي با اهداف زير روي نخل خرما رقم استعمران به اجرا آمد:

 

۱- تعيين بهترين برگ (برگ ها )درخت خرما جهت نمونه برداري به منظور تجزيه برگ

 

۲ - تعيين وضعيت عناصر غذائي ماكرو و ميكرو در برگهاي مختلف نخل خرما

 

جهت دست يابي به اهداف فوق برگ هاي موجود برروي سه اصله نخل خرماي رقم استعمران را از قسمت بالا و در جهت عقربه هاي ساعت شماره گذاري نموده و نمونه برداري از برگچه هاي وسط هر برگ انجام و ميزان عناصر غذايي در آنها اندازه گيري شد. پس از تعيين غلظت عناصر غذايي در رديف هاي مختلف تاج درخت خرما , نرمال بودن داده ها مورد بررسي قرار گرفت و تجزيه داده ها بر اساس طرح آشيانه اي انجام وبا استفاده از آزمون چند دامنه اي دانكن مشخص شد كه براي اندازه گيري فسفر، پتاسيم، مس , برگهاي رديف اول, براي اندازه گيري ازت و آهن برگهاي رديف هفتم، براي اندازه گيري منيزيم برگهاي رديف نهم و براي اندازه گيري كلسيم، منگنز و روي برگهاي رديف دهم نخل خرما بهترين برگ شناخته شدند. سپس به منظور بررسي ارتباط بين غلظت عناصر غذايي در برگهاي مختلف آزمون همبستگي به عمل آمد و همبستگي بين غلظت عناصر مختلف در بهترين برگ ارائه شده جهت آن عنصر با ساير برگها تعيين گرديد. نتايج نشان داد كه غلظت هر يك از عناصر غذايي موجود در برگهاي رديف 2 بيشترين همبستگي را با غلظت هر يك از عناصر در بهترين برگ دارا بود به نحوي كه در رابطه با عناصر فسفر ،پتاسيم ،منيزيم ، آهن، منگنز، روي ،مس در سطح 1% و با كلسيم در سطح 5%  همبستگي معني دار وجود داشت و فقط در رابطه با ازت همبستگي معني دار حاصل نگرديد لذا مي توان گفت مناسبترين برگ جهت تعيين غلظت كليه عناصر برگ رديف 2  مي باشد كه غلظت كليه عناصر را با يك  همبستگي خوبي ارائه  مي نمايد.                                                                                             

 

براساس نتایج بدست آمده از طرح تحقیقاتی موسسه تحقیقات خرما و میوه های گرمسیری

شماره طرح: 018-81-23-110

مجري: عبدا لحميد محبي

محل اجرا : خوزستان ( اهواز)